السيد حامد النقوي
296
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
علامهء يمانى ثابتست كه اين تاويل باطل منافات دارد بمبعوث شدن جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم بحنيفيه سمحه سهله پس محقق شد كه اعور فاقد البصر در ذكر اين تاويل فاسد چنان كورانه راه رفته كه از منافات آن بامور ثابته قطيعه كه هر ذى شعور از آن با خبرست خبرى نگرفته و به اين تاويل باطل امرى را كه موجب افضليت سرور كائنات و محل افتخار متبعين آن خير البرياتست نفى نموده فبعدا له من عنود قد ضرب على قلبه بالاسداد و سحقا له من كنود بذّ على اضرابه فى الوغر و اللداد چهاردهم آنكه از افادهء علامهء يمانى ظاهرست كه اين تاويل ضئيل هيچ فائده ندارد جز دور گردانيدن علم و دشوار نمودن راه آن و بند كردن دروازهء آن حال آنكه معلوم است كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گاهى شدت درين باب نفرموده و از سيرت آن جناب دشوار گردانيدن طرق علم نيست خاصّة علوم نبويه و چگونه آن جناب طرق علم شريعت دشوار گرداند حال آنكه مبعوث شده است آن جناب بيان كننده براى مردم آنچه نازل شده بسوى ايشان و ازينجا ظاهر گرديد كه اعور انكر كه دست تمسك به اين تاويل ضئيل زده است چنان سرمست بادهء رقاعت و صفاقت مىباشد كه اصلا التفاتى بتطرق چنين نقص عظيم بساحت علياى جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم نمىنمايد و بىتامل و تدبر در موداى اين تاويل ضئيل زبان بشاعت ترجمان خود را به آن مىآلايد فالويل له كل الويل كيف خاض من الضلال مثل هذا السيل و ولج من غياهب العمى دامسا اظلم من الليل و معذلك خاب مسعاه حيث رام ما لا يستطاع بالدرك و النيل پانزدهم آنكه از افادهء علامهء يمانى واضحست كه اگر كورى بصائر و عصبيتى كه آن را پوشيده مىكنند ضمائر نمىبود هر آينه مثل اين كلام يعنى كلامى كه مشتمل برين تاويل ضئيلست نوشته نمىشد و محتاج بجواب نمىگرديد و پر ظاهرست كه اعور انكر به اين تاويل ضئيل مائل و بكلامى كه مشتمل بر آنست متفوه و قائل شده پس ثابت گرديد كه او بوجه عماى بصائر و عصبيت مكنونه ضمائر بكلامى تفوه نموده كه از غايت فساد و بطلان و سقوط و هوان محتاج بجواب نيست و خود او درين باب لائق كلام و خطاب اصحاب الباب نيست و ليكن ارباب ابصار ناچار بوجه اضطرار رو بسوى ابداى عوار كلام بيّن الأعوار او مىآرند و طريق طحر عوّار اين اعور فاضح العار بامعان انظار مىسپارند و الحمد للَّه المبين للسرائر على ظهور ابتلاء الاعور بادهى العوائر و تبين اتصافه بعمى الابصار و البصائر و وضوح ابطانه للعصبية التى تكنّها الضمائر و اللَّه العاصم عن التردى فى مهاوى الجرائر و هو الواقى العاصم عن اقتراف الصغائر و الكبائر كلام سخاوى و ابطال اجماع صحابه و تابعين بر أفضليت شيخين ضمن شش وجه و سخاوى كه از جملهء معاريف محدثين و مشاهير منقدين سنيه است بعد اثبات حديث مدينة العلم كلامى عجيب و تقرير غريب نموده كه كاشف كمال